تبليغاتX
هشت بهشت

هشت بهشت

توکل به خدا

 

به چشمان خود اعتماد كنيد ! ممكن است رانندگان جلويي شما به ظاهر در حالتي  معمولي به سمت جلو در حال حركت باشند شما بايد احتمال برگشتن ناگهاني يك وسيله و تغيير جهت آن را نيز مد نظر داشته باشيد تا بتوانيد به موقع از خود عكس العمل نشان دهيد .

در هنگام  رانندگي درشب مراقب وسايط نقليه فاقد چراغ و نورخاصه در مسيرهاي تاريك نيز باشيد.

اگرهنگام رانندگي متوجه شديد كه حق تقدم با شماست ولي وسيله نقليه روبرو قصد ترمز كردن ندارد شما كوتاه بياييد چون احتمالا وسيله نقليه طرف مقابل فاقد هر گونه ترمز يا لنت مي باشد. و مجبور است مسيرش را ادامه بدهد.

در خطر آباد نه تنها پيچها مي پيچند كه در سر پيچها رانندگان به هر سمت وسويي مي پيچند.حتي الا مكان از وارد شدن به مسيرهاي پيچ دارخودداري فرماييد.

وجود خط ممتد در خيابانهاي اين شهر يك حالت فرماليته دار است وجز براي تزئينات هر چه بيشتر سطوح خيابان كاربرد ديگري ندارد. دور زدن روي اين خط تا اطلاع ثانوي آزاد بوده و فاقد هر گونه پيگرد قانوني مي باشد . سبقت گرفتن نه تنها روي اين خط كه در سمت چپ اين مسير(مسير متعلق به خودروهايي كه از سمت مخالف حركت مي كنند) نيز آزاد و هر كي به هر كي مي باشد.

به هر حال با رعايت كردن همه اين موارد به احتمال يك در100 خطر را از بغل گوش خود گذرانده ايد و بايد اميدوار باشيد كه ديگران با شما برخورد نكنند . در صورت هر گونه برخورد كه ناشي از بي احتياطي طرف مقابل بوده شما با معذرت خواهي ماجرا را دامنه دار نفرموده و طلب بخشش داشته باشيد. در صورتي كه شما مقصر بوده ايد سريعا به خدا پناه برده و بابت گناه كبيره اي كه انجام داده ايد طلب مغفرت داشته باشيد . در عين حفظ خونسردي،خود با پليس تماس گرفته و بنا بر احتياط از ماشين خارج نشده و دربها را قفل نموده و شهادتين را تا امدن پليس و كشيدن كروكي بر زبان جاري سازيد .

موارد فوق و تعداد موارد ديگري كه متاسفانه به خاطر حضور ذهن نداشتن و تعدد موارد به فراموشي سپرده شده است براي روزهاي شنبه. دوشنبه و چهارشنبه در نظر گرفته شده است كه به عزيزان مهمان توصيه شد. كه بهتر است در روزهاي ديگر دور اين شهر را خط بكشند. نيز ازعزيزان غير بومي تقاضا مي شود ترجيحا ثواب بزرگتر را انجام داده و اصلا وارد اين شهر ( با عرض پوزش از كلمه محترم شهر) نشوند .

 عزيزاني كه مي خواهند پايه يك رانندگي خود را محك بزنند كافي است تا با در دست داشتن گواهينامه پايه دو روزهاي پنج شنبه بعد از ظهر در مسير ميدان محمد هلال تا ميدان امام حسن در مسيري رفت و برگشتي رانندگي كرده و در صورت به سلامت ماندن خود و وسيله نقليه شان و اسيب نرساندن به ديگردوستان و وسايط نقليه شان نمره قبولي را دريافت كرده اند. 

.  .  .

.  .  .

 

.  .  .

.  .  .

 

موارد تصادفات در اين شهر به نسبت جمعيت و مسيرهاي عبور و وسايط نقليه ( خاصه تعداد موتور و موتور سواران كه شايد داشتن موتور سيكلت به طور ميانگين در هر خانواده به يك . يك و نيم و يا حتي دو دستگاه برسد. !!! ) جاي بسي بحث ،نشست علمي تحقيقي اموزشي فرهنگي و تبادل نظر دارد.

 

آمار تصادفات در ايام نوروز به اين طرف بسيار ناراحت كننده و تكان دهنده بود. براي خود و همشهريان عزيزم طلب عفو و صبر و سلامتي  از درگاه باري تعالي دارم .

 

+نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت19:37توسط عباس صابری | |

 

از عجايب هفت گانه شهرمون فرهنگ رانندگي را به عنوان اولين عجايب ميشه نام برد.

اين شايد به نظر شما در همه جاي ايران زمين نمود داشته باشه ولي با ذكر دلايلي ثابت مي كنيم كه شهر ما و من باب تاييد فقط و فقط شهر ما داراي بهترين فرهنگ رانندگي نه تنها در سطح استان كه در سطح كشور و فرا منطقه اي است و در دنيا حرف اول را ميزنه.

اگه شما دوست خواننده از همشهري هاي ما باشي كه نياز به گفتن نداره ......كه انچه ناديدني است آن ديدي

اما براي يه تازه وارد بايد چند تا مطلب را متذكر شد : از پل كه به طرف شهرستان خطر اباد سرازير ميشي

 گفتن بسم الله و پناه بردن به خدا اولين شرط  وروده .

توصيه ميشه كه مبلغي صدقه را هم در نظر بگيري .

فريب تابلوي سفري خوش را براي شما آرزومنديم را لااقل در اين شهر نخوريد.

از موارد بعدي كه دركتابچه ايين نامه ذكر نشده پس از سرازير شدن از پل با رعايت تمام جوانب و زوايا با رعايت حق تقدم براي وسايل نقليه ( خاصه موتور سواراني چون من ) وارد مسير ميشوي كه در اين اواخر معجزه دو بانده شدن جاده ورودي جاي بسي شكر و شايد شادمانيست.

ميزان فاصله با وسايط نقليه جلوي و عقبي خاصه جلويي را به شدت رعايت ميكني .

بويژه در خيابانهاي داخل شهر كه هر آن امكان هر پديده و رخدادي وجود دارد به طور مثال :

پيچيدن وسايط نقليه بدون هر گونه علايم نظير راهنما زدن و يا حركت دست در مسير خيابان به سمت طرفين

بيرون آمدن وسايط نقليه از كوچه پس كوچه ها و مداخل فرعي به اصلي با سرعت هر چه تمام تر(خاصه جماعت موتورسوار)

ترمز گرفتن وسايط در حال تردد به صورت ناگهاني در وسط خيابان براي ابراز احترام . سلام . احوالپرسي . گرفتن طلب . دعوت به مجالس . حالگيري و ... بدون دادن هر گونه علامت براي توقف حتي به صورت غير مجازو نيز روشن نشدن چراغهاي خطر عقب در حين ترمز.

جدا از رعايت عبور حق تقدم  در محل عبور عابرين پياده در محل هاي ديگرنيز بايستي چهار چشمي مراقب بود . به عنوان مثال : پريدن بچه ها از زيرماشين هاي پارك شده در اطراف خيابان . پريدن انها از كوچه ها به سمت خيابان . ظاهر شدن بچه ها به صورت نامرئي با در دست داشتن يك لاستيك موتور در حين بازي در جلوي خودرو شما .

 از ديگر موارد اين كه حتي بايد مواظب والدين كودكان هم باشيد كه به عينه ديده ام كه به صورت ناگهاني تغيير مسير داده و به وسط خيابان هجوم مي آورند .

من باب ياد اوري  هر گونه تصادفات در ايران ( جاهاي ديگه را نمي دونم) بين وسايط نقليه و عابرين پياده سوار!! مقصر100 در 100 راننده خودرو مي باشد بي برو برگرد. كه خداي خداي نكرده وجود اين اتفاق  در  شهر ما يعني ......... اي خواجه بمير پيش از مردنت.!!!

 در هنگام پيچيدن در سر پيچها بايد اين نكته را در نظر داشته باشي كه هر ان امكان دنده عقب آمدن خودروي جلوي كه ممكن است در ديد شما هم نباشد وجود دارد : مثل پيچهاي اطراف حوزه علميه در خ بابا يعقوب .

نحوه حق تقدم در مسير هاي اين شهر طبق قانون جنگل بوده و بستگي به مجاز رانندگان دارد.

در طول مسير خيابان مراقب رانندگاني كه بدون زدن راهنما و علايم به صورت آرتيستي از پارك در مي آيند باشيد.

 

+نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت14:52توسط عباس صابری | |

+نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت13:3توسط عباس صابری |

 

در اقدامي نا با ورانه و غافلگيرانه شهرداري شهرمان دست چالهاي

خيابان (شهيد دانه گردي ) محله مان را با آسفالت پر كرد . خاصه

دست چالي را كه در سر پيچ اين خيابان مدت مديدي بود  با جان

 موتور سواران شهر بازي مي كرد خصوصا در زمان اخرين

دوره بزرگترين عصر يخبندان معاصر كه پيستي مانند ديوار

 مرگ ايجاد كرده بود.

شهرداري با تاييد نا كار آمدي اين دست چالها ، خاصه چاله اسكندرون،

در گرفتن جان همشهريان عزيزبا لاخره در مورخ امروز تصميم 

 به باز سازي خيابان مذكور گرفت.

احتمال ها بر آن ميرود كه ميراث فرهنگي استان به خاطر اين اقدام

 غير فرهنگي تاريخي از مسئولان شهرداري شهرمان شاكي شود.

 

+نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت15:19توسط عباس صابری | |

 

استنباط شما از تصوير فوق چيست ؟

 

الف ) كجايي جواني كه يادت كنيم ............تلمبه بياريم و بادت كنيم

ب ) چه گويم اي جوان پيري نداني............گذشت عمري گرفتيم اين نشاني

ج ) شكسته قامت از باد جواني.................كه اين سرمايه شد از زندگاني

د) در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است .....ور نه هر گبري به پيري مي شود پرهيزگار

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت23:10توسط عباس صابری | |

 

تا كيلويي سيصد بود هيشكي قدرشا نمي دونست . زير پا لهش مي كردند

 

 و به طعنه و تمسخر رب مي خوندنش. طفلي دلش شكست و رفت و

 

 به فيفا شكايت كرد و ... تا جايي كه بعد از قهرماني شگفتي ساز پياز

 

 و سيب زميني اون هم به اين مقام نائل شد .

 

قبلا ها خيلي ها به سيخ مي كشيدنش ، روزگار چرخيد و حالا خيلي ها را به سيخ كشونده.......

 

بياييد تا دير نشده قدر بادمجون را بيش از پيش بدونيم .

 

يا رب مباد كه گوجه فرنگي معتبر شود........

 

 

+نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت21:39توسط عباس صابری | |

 

1. چرا جوجه اردك زشت تبديل به يك قوي قشنگ شد؟  

                    

الف ) چون دلشا شكوندن

 

ب ) چون دلشا سوزوندن

 

ج ) چون دلشا دردوندن

 

د ) مسئله خانوادگيه به ما هم هيچ ربطي نداره

 

 

2. شاعر از كدام دست هيچ گونه خيري نديده است؟

 

الف ) اي كه دستت مي رسد كاري بكن

 

ب ) دست در دست هم دهيم به مهر 

 

ج ) اگر آن ترك شيرازي به دست اَرد دل ما را

 

د ) همه موارد

 

 

3. منظور شاعر از" خانه دوست كجاست " چيست؟

 

الف ) هر جا كه سفره اي پهن باشد

 

ب ) خانه مادر زن آينده

 

ج ) هيچ دوستي در اين زمانه يافت نمي شود

 

د ) از زيادت دوري و دوستي آدرس به فراموشي سپرده شده است

 

 

4. در كدام گزينه فحش ادبي به كار رفته است ؟

 

الف ) درخت تو گر بار دانش بگيرد

 

ب ) نيست درك از كرم و وقت طرب مي گذرد

 

ج ) معرفت در گراني است به هر كس ندهند

 

د ) سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا

 

 

5. هر كس به طريقي دل ما مي شكند يعني چه ؟

 

الف ) راههاي زيادي براي شكستن يك دل وجود دارد

 

ب ) براي شكستن دل بايد اهل طريقت باشي

 

ج ) هر كي به هر كيه اينجا

 

د ) قانون مجازاتي براي شكستن دل وضع نكرده است

 

 

6. شعر " اهل كاشانم    پيشه ام نقاشي است ... " از كيست ؟

 

الف ) كمال الدين بهزاد

 

ب ) بهمن عبدي

 

ج ) استاد فرشچيان

 

د ) نيما يوشيج

 

 

7. عبارت " به باد افره اين گناهم مگير" كنايه از چيست ؟

 

الف ) در حكم خود تخفيف را در نظر داشته باش

 

ب ) آقا من بي گناهم رفيق بد گولم زد

 

ج ) از اعدام صرفنظر كن 15 سال حبس ابد برايم ببر

 

د ) در هنگام وزيدن باد گناه كردن اشكالي ندارد

 

 

8. نتيجه اخلاقي داستان چوپان دروغگو چيست؟

 

الف ) دروغگو دشمن خداست

 

ب ) هر كي دروغ بگه دماغش بزرگ ميشه

 

ج ) در هنگام دروغگويي وجود تعدادي بادي گارد الزامي است

 

د ) هر كي دروغگوه بايد گله اش را بيمه حوادث كنه

 

 

9.  بيت ذيل اشاره به كدام صنعت ادبي دارد؟

 

" اين همه شهد و شكر كز سخنم مي ريزد

 

اجر صبري است كزان شاخ نباتم دادند"

 

الف ) صنعت بازرگاني

 

ب ) صنعت شكر سازي

 

ج ) صنعت شاعري

 

د ) صنعت عسل سازي

 

 

10. در كدام مصرع سخن گفتن شاعر مشروط بر بودن وكيل وي خواهد بود ؟

 

الف ) دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

 

ب ) دوستان در پرده مي گويم سخن

 

ج ) فصل گل مي گذرد اي دوستان بهر خدا

 

د ) حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست

 

 

+نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387ساعت23:47توسط عباس صابری | |

 

 

استنباط شما از تصوير فوق چيست؟

 

الف ) يك مهمون ناخونده

ب ) حس غريب بي خانماني

ج ) ماهي بازيگوش بوده از تنگ بيرون افتاده

د ) نقاش گيج بوده يكي از ماهي ها از تنگ جا مونده

 

+نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت23:14توسط عباس صابری | |

 

اینا فعلا داشته باشید به عنوان پیش پرده اپ بعدی ما .............

+نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت14:55توسط عباس صابری | |

استنباط شما از تصویر فوق چیست ؟

الف ) ترک اعتیاد

ب ) ممانعت از خوابگردی

ج) فراموشی شکست عشقی

د ) هر کس به طریقی دل ما می شکند

 

+نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت23:24توسط عباس صابری | |

                 

 

 

دم هر چي پرسپوليسيه گرم .   اره حالا اينا داشته باش

 

 دم هر چي استقلاليه بيشتر گرم    بزن به افتخارش ...

 

يه شهر آورد زيبا  در روزي كه چمن ورزشگاه آزادي خوب بود.

 

 آب و هوا هم بد نبود . خبري از تماشاگر نما نبود داورها داور بودند.

 

 كت و شلوار قطبي تر و تميز بود . فيروز، كريمي بود.

 

اما نتيجه اين داربي :

 

جوانمردانه ترين بازيكن: برهاني و منصوريان به ترتيب براي نزدن گل و دادن پاس گل

 

بهترين بازيكن : داوربازي

 

موقعيتهاي خطرناك بازي : بين دو نيمه بازي. نشستن فيروز روي نيمكت ذخيره ها.

 

 اخراج باقري و كوشكي .

 

 سر جمع همه چيز طبق معمول خوب بود فقط كاش يه كم وقتشا زياد كنند.

 

راستي نباشه اون چشمي كه بخواد آقا فيروزا چشم بزنه .

 

 

+نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت10:19توسط عباس صابری | |

 

 

۱.علت مجرد بودن يك پسر تا سنين بالا كدام است ؟

 

الف ) تورم و هزينه هاي سنگين زندگي مشترك

 

ب ) نرسيدن به معشوقه اش

 

ج ) هيچكس حاضر به ازدواج با اون نميشه به دلايل عديده

 

د ) اينطوري خيلي راحت تره

 

 

2.مهمترين عامل طلاق چيست ؟

 

الف ) بد بودن آشپزي مرد

 

ب ) افزايش دادگاه هاي خانواده

 

ج ) خود عامل ازدواج

 

د ) نبودن تفاهم بين مادران همسر ها

 

 

3.بهترين موقع براي ازدواج چه زماني است ؟

 

الف ) هنگام پايين آمدن قيمت طلا و مسكوكات

 

ب ) هنگام بالا رفتن وضع مالي مرد

 

ج ) اوايل دو ماه اول هرسال

 

د ) هيچ موقع

 

 

4.شرايط انتخاب همسر براي يك دختر كدام است ؟

 

الف ) زيبا بودن

 

ب ) داشتن تحصيلات عاليه

 

ج ) مايه دار بودن

 

د ) همه موارد

 

 

5.براي شروع زندگي داشتن چند فرزند كفايت مي كند؟

 

الف ) فرزند كمتر زندگي بهتر

 

ب ) فرزند بيشتر كوپن بيشتر

 

ج ) يكيش كمه دو تا زياد

 

د ) مايه درد سررا مي خوايم چيكار

 

 

6.مزاياي بالا بودن مهريه چيست ؟

 

الف ) دوتا نشدن شلوار داماد

 

ب ) شكستن سنتهاي غلط قديم

 

ج ) راحت كردن اعصاب مرد از افكار بيجا

 

د ) پايبندي به سنت هاي رايج جامعه

 

 

7.از نظر روانشناسي كدام مورد رابطه بين زن ومرد را صميمي تر مي كند ؟

 

الف ) بوسيدن زن  توسط مرد هنگام ترخص  از كار در بدو ورود به آشيانه 

 

ب ) خريدن يك شاخه گل رز توسط مرد

 

ج ) نسوزاندن غذا توسط زن

 

د ) پنهان كردن هديه اي كه مرد قرار است به دوست تازه خود بدهد

 

 

8.مهمتري عامل كاهش عمر مردان نسبت به زنان خود چيست ؟

 

الف ) بالاتر بودن سن مرد از زن در هنگام ازدواج

 

ب ) هفت جان بودنتربودن زن نسبت به مرد

 

ج ) خانم ها كه تا آخر عمر سني ندارند طفلي ها

 

د ) تا كور شود هر آنكه نتواند ديد

 

 

9.از نظر پزشكي جرا ازدواج خانوادگي صحيح نمي باشد ؟

 

الف ) دوري و دوستي

 

ب) از ترس آنچه بر سر ژیان آمده است

 

ج ) چون به ازدواج هاي خانوادگي ديگران حسوديشون ميشه

 

د ) دكتر ها اگه لالايي بلد بودند وضعشون اين نبود

 

 

10. عامل شكست عشقي كدام است ؟

 

الف) عاشق شدن

 

ب ) دچار فقر عشقي شدن

 

ج ) آمدن يك خروس بي محل

 

د ) شرايط جوي

 

 

+نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387ساعت16:15توسط عباس صابری | |

 

 

استنباط شما از تصوير فوق چيست ؟

 

الف) كارگران مشغول كارند.

 

ب) هر كه بيل خواهد جور واشنگتن كشد.

 

ج) چاه مكن بهر كسي اول خودت بعدا كسي.

 

د) بيل كلينتون نكته انحرافي تصوير است.

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت16:52توسط عباس صابری | |

 

گفتم لب یارم شکر است وای که نمک بود

گفت عاشق ماست رفتم و دیدم که کلک بود

صد نامه پیشتاز فرستادم و او هم

یک پیک فرستاد که ز بابام فلک بود

+نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت22:46توسط عباس صابری | |

                                         

 

 

 

سال نو شد و ما يه سال كهنه تر شديم .

 

يا مقلب القلوب و الابصار ......اقدس را خودت كن افسار

 

يا محول الحول و الاحوال.......امسال ديگه نگيري از ما حال

 

هنوز دعا تو حلقومم پردازش مي شد كه صداي زنگ تلفن مو را

 

 بر بدن همه مون سيخ كرد. چشم ها همه از حدقه بيرون زده بود .

 

 ماهي هاي تنگ هم  stopخورده بودند. فقط تيك تيك عقربه كوتوله

 

 و تاك تاك عقربه درازه و توپ توپ طپش قلبي كه دعاي مقلب القلوب

 

 را زمزمه مي كرد به گوش ميرسيد .

 

ديوانه وار گفتم : علي برو بگو كسي خونه نيست!!!

 

دوباره گفتم : بشين علي كجا ميري ؟؟

 

دلا به دريا زدم ودر حالي كه شهادتين را بر زبان جاري مي كردم

 

و گوشي تلفن را با چشام   zoomكرده بودم به سمت گوشي سرازير شدم .

 

 يعني كي مي تونه باشه ؟ خواهر زنم اقدس با مهد كودك تازه تاسيسش

 

يا كل جنبندگان هستي غير از اون !!

 

با صداي لرزان گفتم : بله ؟

 

گفت : سازمان حمايت از حيوانات وحشي؟

 

با حركات چشم و ابرو به منير و بچه ها ندا دادم كه

 

 وضعيت عاديه و عالي .

 

صداي بهروز بود . خدا را شكر كردم و گفتم : درست گرفتيد .

 

 بفرماييد جناب كري كوديل .

 

فرمودند : صد سال به اين سال ها مهمون نمي خواهيد ؟

 

گفتم : صد سال سياه هم نمي خواهيم اين سال ها را.

 

خنديد و گفت: نترس ما امسال ميريم شيراز ولي دعا ميكنم

 

كه اقدس شما را از تنهايي در بيارن .

 

گفتم : منم با عمو هخامنش هماهنگ مي كنم تا تخت

 

جمشيد را رو سرتون خراب كنه .

 

خدا حافظي كرديم رفتم سر سفره هفت سين .

 

گفتم : بهروز بود ميرن شيراز .

 

ليلا : بابا ما هم بريم شيراز .

 

گفتم : نمي دونم ولي حتما يه جايي ميريم امسال .

 

منيره : تا تو تصميم بگيري اونا مي يان و تاسيزده اينجا لنگر ميندازند .

 

گفتم : اول سالي نفوس بد نزن! تازه اونا هم آدمند

 

وداراي انسانيت و شعور و وجدان!

 

ديگه هر سال هر سال كه عيد بلند نميشن بيان اينجا !

 

 تازه ما هم كه ميريم بريم مسافرت اگه بيان مي بينند

 

كه به جاي خربزه كلوخه!

 

با كمي مكث گفتم : سر سال نوي اينقدر اعصابتون را خرد نكنيد .

 

سال با بهار و زيبايي شروع ميشه . شما هم زيبا انديش باشيد.

 

( البته خودم هم خيلي به عقايدم معتقد نبودم چون تجربه

 

 چيزاي ديگري را ثابت كرده بود )

 

تو افكارم غرق شده بودم كه لرزش ويبر وصداي ساز همراهم

 

 منا از غرق شدن نجات داد . پيامك داشتم 0

 

گفتم : اگه اولين پيام سال نوي از يه ادم درست حسابي باشه به فال

 

 نيك مي گيريم و سال خوبي را در پيش رو خواهيم داشت .

 

شماره ايرانسل بود نمي شناختم . اما متن پيام بدين مضمون بود :

 

"  دم همه اونايي كه تو خونه تكوني دلشون ما را بيرون ننداختند گرم .

 

ما هم سعي مي كنيم جاي زيادي را نگيريم .

 

..............  لطف شما مستدام . از طرف اقدس. "

 

آسمون بر سرم خراب شد مثل آدم هايي كه داغدار شده بودند.

 

گفتم وای یعنی امسال هم سال به اقدس گشت ؟

 

اعلام آماده باش كردم : وضعيت قرمز!!

 

طفلي ها سالها بود كه درهاي حكمت رو به شون بسته بود

 

 حالا هم كه باز شده اينا دست بردار نبودند !

 

خلاصه همه خودمونا آماده كرديم براي يه نبرد نابرابر

 

 با آپاراچي ها ! به ياد شعر سهراب افتادم :

 

 به سراغ من اگر مي آيي

 

نرم و آهسته بيا

 

كه مبادا ترك بردارد

 

چيني نازك تنهايي من

 

طفلي سهراب هم شايد يه همچين فاميل هايي داشته

 

 شايد هم در باب مراعات فرموده . كو گوش شنوا ؟؟

 

صداي زنگ پيوسته آيفون، نشان ازيه پيش لرزه قوي و

 

متعاقب اون يه زلزله مهيب كه احتمال قوي كانون اون 

 

آشپزخانه ما بوده را داشت وپس لرزه هايي كه تا آخر

 

 سيزده ما را خواهد لرزاند .

 

بچه ها با شنيدن صداي زنگ رفتند تا يه جايي سنگر بگيرند و

 

 منيره كه داشت سفره هفت سين را جمع ميكرد . منم كه داشتم

 

 چهار قل ميخوندم براي رفع و دفع قضا و بلا.

 

 باز شدن در قلعه كرمان همانا و غارت و كشتار همان !

 

خلاصه چشمانمان از ديدن جمال منور ايشان سو سو رفت .

 

اقدس بود و شوهر تازه ريخت برگشتش بابك وهفت تا بچه قد

 

و نيم قد كه بر ما داخل شدند . تقي دو دستي به عنوان روبوسي

 

عيد از سر و گردنم  آويزون شده بود وبراي هر شب

 

اقامتشون حسابي ماچ ماليمون كرد .

 

فرمان آزاد باش توسط اقدس صادر شد والفاتحه توسط من خونده شد.

 

 با دستمال داشتم صورت ماچ شسته و ميكروب كش شده را پاك

 

مي كردم و بچه هاشون را زير نظر مي گذروندم :

 

سارا و سمانه به سمنو حمله كرده بودند و انگشتاشونا مي ليسيدند.

 

سحر گيسو هاي ليلا را مي كشيد. سپيده سبزه ها را براي باباش

 

 خرد خرد مي كرد! ساجده دوام مبل ها را با هوا پريدن محك ميزد.

 

 سوسن مثل گربه پنجه تو تنگ ماهي ها انداخته بود و صيادي مي كرد .

 

 چي بگم براتون كه گفته اند شنيدن كي بود مانند ديدن . اين تازه

 

برداشت اول بود كه به كارگردانيه اقدس داشت ضبط ميشد كه

 

 cut داد و گفت : بچه ها بياين آشپز خونه كارتون دارم

 

..............راستي پس ساسانشون كو!؟

 

واي  اينم از ساسان، بي دغدغه از همه چيز يه گوشه نشسته

 

 و داره با فراورده هاي خودش مجسمه مامان و باباش را درست ميكنه !!

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت23:33توسط عباس صابری | |